X
تبلیغات
سه پایه

سه پایه

نقاشی اصیل ایرانی

تاریخ هنر نقاشی درایران به زمان غارنشینی برمیگردد.درغارهای استان لرستان تصاویرنقاشی شده ازحیوانات کشف شده است.نقاشیها برروی دیوارهای ساختمانها درملایروفارس که به 5000 سال پیش تعلق دارند کشف شده است.نقاشیهای کشف شده درمناطق تپه سیلک ولرستان بروی ظروف سفالی ثابت می کند که هنرمندان این مناطق باهنرنقاشی آشنای داشته اند.همچنین نقاشیهایی ازدوران اشکانیان روی دیوارواز دوران هخامنشی ،نقاشی ازروی چهره برسایرنقاشی های دیگرتقدم داشت.دراین دوران تناسب وزیبایی رنگها ونقاشیهای بدون سایه دربعضی ازموارد سطوح سیاه پررنگ رامحدود کرده اند.

مانی (پیامبرونقاش ایرانی) که درقرن سوم زندگی می کرد،یک نقاش باتجربه وماهربود.

باستانی ترین نقاشی های دوران اسلامی،که بسیارکمیاب است،درنیمه نخست قرن سیزدهم بوجود آمده بودند.مینیاتورهای ایرانی بعد ازسقوط بغداد درسال 1285میلادی بوجود آمدند،از آغازقرن چهاردهم کتابهای خطی بوسیله نقاشی ازصحنه های جنگ وشکارتزئین شدند.

چین ازقرن هفتم به بعد به عنوان یک مرکز هنری ، مهمترین انگیزه برای هنرنقاشی درایران بود.ازآن زمان به بعد یک رابطه بین نقاشان بودائی چینی ونقاشان ایرانی بوجود آمده است.

ازلحاظ تاریخی،مهمترینتکامل درهنرایرانی،تقبل طرحهای چینی بوده است که با رنگ آمیزی که ادراک ویژه هنرمندان ایرانی است مخلوط شده بود.درقرن اول اسلامی،هنرمندان ایرانی زینت دادن به کتابهارا شروع کردند.

کتابها با سرآغازوحاشیه های زیبا رنگ آمیزی وتزئین شده بود.این طرحها معروف به هنر روشن سازی وزیبا کردن کتابها درزمان سلجوقیان ومغول وتیموریان پیشرفت زیادی کرد.شهرت نقاشی های دوران اسلامی شهرت خود راازمدرسه بغداد داشت.اگرچه مدرسه بغداد ،هنرپیش ازدوره اسلامی راتا حدی درنظرگرفته بود که بسیارسطحی وبدوی بود،درهمان دوره هنرمینیاتورایرانی درتمام قلمرو اسلامی ازآسیای دور تا آفریقا واروپا پخش شده بود.ازمیان کتابهای مصوربه سبک بغداد می توان به کتاب کلیله ودمنه اشاره کرد.

بیشتر کتابهای خطی قرن سیزدهم،افسانه ها وداستانها با تصاویری ازحیوانات و سبزیجات تزئین شده است.یکی ازقدیمی ترین کتابهای کوچک طراحی شده ایرانی بنام ((مناف الحیوان)) درسال 1299میلادی بوجود آمده است.این کتاب مشخصات حیوانات راشرح میدهد.دراین کتاب تاریخ طبیعی باافسانه درهم آمیخته شده است.پس ازهجوم مغولان، یک مدرسه تحت تاثیرازهنرچینی وسبک مغول بود.درمیان نقاشی های هنرمندان ایرانی می توان سبک مغول هم مشاهده کرد،لطافت ها،ترکیبات آرایشی وخطوط کوتاه خوب که می توان آنها رابشمارآورد.نقاشی های ایرانی بصورت خطی ونه ابعادی می باشد.هنرمندان دراین زمینه ازخود یک خلاقیت واصالت نشان داده اند.

هنرمندان مغول دادگاه سلطنتی نه فقط به تکنیک بلکه به موضوعات ایرانی هم احترام گذاشتند.یک بخش ازکارشان شرح دادن به آثارادبی ایران مانند شاهنامه فردوسی بود.

متخصصان هنرنقاشی براین باورند که نقاشی درایران دردوران تیموری به اوج خود رسیده بود.درطول این دوره استادان برجسته ای ،همچون کمال الدین بهزاد،یک متد جدید را به نقاشی ایران عرضه کرد.دوکتاب باارزش اززمان باینسقر باقی مانده است.یکی ((کلیله ودمنه)) ودیگر((شاهنامه)).هنرکوچک ایرانی درکتاب شاهنامه که درسال 1444میلادی درشیرازرنگ آمیزی شده است،بخوبی مشخص است.دردوران صفویه مرکزیت هنربه شهر تبریز آمد وبرخی ازهنرمندان هم درشهرقزوین ماندگارشدند،اما اصل سبک نقاشی صفویه درشهراصفهان بوجود آمد.

رضاعباسی موسس سبک (مدرسه نقاشی صفوی)بود.درنقاشی های دوران صفوی دگرگونی بسیار عالی درنقاشی ایران رخ داد.طرحهای این دوره یکی از بهترین وزیباترین وباسلیقه ترین طرحهای نقاشیهای ایرانی است که نشان دهنده ذوق نقاشان ایرانی است.سبک صفوی بسیاربهتروملایم ترازسبک مدرسه تیموریان (هراتی) ومخصوصا سبک مغولی است.

درنقاشی نقاشان دوران صفوی آشکارشدن تخصص آنهادراین رشته بوضوح مشخص است.

بهترین معرف ازاین دوره نقاشیهایی هستند که درعمارت چهل ستون وعالی قاپوکشیده شده است.موضوعات نقاشیها بیشترحول محوربارگاه سلاطین،اشراف زادگان،کاخ های زیبا،مناظر زیبا وصحنه هایی ازجنگ است.

نقاشیهای دوران قاجار(قرن شانزدهم میلادی)یک ترکیبی از سبک هنرهای اروپایی کلاسیک وسبک وتکنیک مینیاتورهای دوران صفوی است.دراین دوران محمدغفاری (کمال الملک) سبک کلاسیک اروپایی رادرایران رواج داد.دراین دوران سبکی ازنقاشی بوجود آمدبه نام (قهوه خانه) شناخته شد.سبک قهوه خانه عامه پسند ومذهبی است.موضوعات این سبک بیشتر تصاویر پیامبران،امامان،شعارمذهبی،جنگها ونام آوران ملی بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 11:45  توسط رحمتیان  | 

نقاشی در اسلام

مجسمه سازی و پیکرتراشی ونقاشی چهره وصورت در اسلام مکروه یا حرام بوده. به همین مناسبت هنرمجسمه سازی و پیکرتراشی که از مهمترین هنرهای ایران قبل از اسلام بود بعداز اسلام تقریبا از بین رفت.همچنین ازنظراسلام وجود نقاشی وچهره انسان درمحل برگزاری نماز ومساجد حرام بوده است ولی برخی از فقها فتوی داده بودند که اگرمورد نقاشی مثله شده باشد حرام نیست وجالب آنکه نقاشان نیزمخصوصا چشم سوژه های خود رادر نقاشی کور میکردند تا ازنظردینی قابل رویت باشد.

بنابرنوشته سیاحتنامه شاردن به همین دلیل میرزارضااصفهانی به نقاش باشی زمان خود دستور داده بود نقاشیهایی که برای منزل او می کشد چشم چپ نداشته باشد تا اگر آن نقاشی در خانه نصب شد،نمازدرآن مقدور باشد.

اما به طورکلی نقاشی به خصوص نقاشی صور جاندار،دراسلام تحریک شده بود،زیراآن عمل را یادآور احیای بت پرستی وهمچنین دخالت درکارخدا می دانستند.نقاشی دردیارعرب ناشناخته بوده ودرزمان تسلط آنها بردیگرممالک نیزوضع بهترازآن نبوده تا زمان غزنویان که نقاشان معروفی پیداشدند ازجمله ((ابونصر)) که نقاش چیره دستی بوده است.در دوره سلطان محمود وقبل ازآن نقاشان چینی نیز در ایران بودند.

نقاشی درایران،هندوستان وچین درپاره ای جزئیات باهم شباهتهایی داشته اند اما ازنظرکلی نقاشی ایرانی با نقاشی هندی که مکتب نقاشی مغولی است،تفاوتهای زیادی دارد.همچنین نقاشی ایرانی با نقاشی چینی متفاوت است.این تفاوتها درنحوه تفکروجهان بینی و مواد مصرفی وکاربرد آن در ایران وچین مربوط می شود.خط خوش بیش از نقاشی خوب ارزش داشته است ودرایران این دوهنرازهم متمایز هستند ولی درچین باهم عجین شده اند.

نقاشیهای مذهبی درایران وسعت آنچنانی نداشته زیرا نقاشی دراسلام پسندیده ومورد تائید نبوده است به همین دلیل نقاشیهای مذهبی ایران فقط به تصاویری ازمعراج حضرت پیغمبروغدیرخم ودراین اواخرتصویرمولاعلی (ع) وتصویرحسین (ع) خلاصه می شود وبرعکس نقاشیهای ایرانی بیشترازاشعارشاعران مشهوروعرفان الهام گرفته ووسعت یافته است.شکوه وعظمت نقاشی ایرانی باظهوربهزاد ومکتب معروف اوپدید می آید.

((شرح زندگی ومکتب بهزاد))

نامش کمال الدین از مردم هرات وشاگرد پیراحمد تبریزی بوده وبین سالهای 844 تا855 هجری متولد شده است.نخست دراواخردوره تیموری درخدمت امیرعلیشیرنوایی بوده وسپس شاه اسمائیل صفوی اوراازهرات به تبریزبرد.اوتا اوایل سلطنت شاه طهماسب صفوی حیات داشته وشاه طهماسب ازاو نقاشی می آموخته است.بهزاد تا سال 984 هجری حیات داشته است.اودرنقاشی دارای مکتب خاص ومعروفی است که درجهان شهرت دارد.درمکتب اوعناصرآمیخته سنتی به طورکامل باهم ترکیب می شوند،طراحی استادانه ،طرح بندی هیجان انگیزاست.از ویژگیهای این مکتب،درخشش رنگهای مینایی است که درمکتب هرات خفیف است ولی درمکتب بهزاد به اوج می رسد.

درزمان تیموروپس ازآن دردوره شاهرخ وفرزندانش،براثرعلاقه وتشویق آنان واهمیتی که به هنروهنرمند می دادند،هنرنقاشی به اوج شکوفایی خود رسید.آثارارزنده دردوره باینسقر پدید آمد که مهمترین آن تصاویرشاهنامه است.

دیگر ازویژگیهای بهزاد اینکه او اسلوب نقاشی رابه طبیعت وزندگانی مردم زمان نزدیک ساخت وتصاویراشخاص راچنان نقش کرد که گویی زنده وجاندارمی نمایند.دراین دوره دیگرچشم وابروبه شیوه چینی ساخته نمی شد.به دلیل علاقه سلاطین صفویه پایتخت ایران درشهرهای تبریز،قزوین واصفهان مرکزهنروهنرمندان کشورگردید وشاه اسمائیل بهزاد رابه ریاست کتابخانه سلطنتی منسوب نمود ودرمکتب اوشاگردان زیادیتربیت یافتند.ازمهمترین آنها((میرک اصفهانی)) را نام برد.

شاه طهماسب خود نیز نقاش چیره دستی بود که ازاستادانی چون بهزاد وسلطان محمد نقاش تعلیم دیده بود.ازویژگیهای نقاشی صفویه پوشش لباس،بخصوص پوشش سربا کلاههایی مانند عمامه بوده است.از آثارنفیس ومعروف این دوره،خمسه نظامی است که بین سالهای 946 تا 950 هجری به خط نستعلیق بسیارخوش با قلم استاد محمود نیشابوری برای شاه طهماسب صفوی نوشته شده ودرآن چهارده مجلس نقاشی نفیس وجود دارد.این نقاشیهای زیبا اثربزرگترین نقاشان زمان مانند میرک اصفهانی وسلطان محمد وچند استاد معروف دیگر میباشد.این کتاب نفیس وبی نظیر مثل بسیاری ازآثارهنری ایران از ارزشمندترین اشیا موزه بریتانیا درانگلستان است.ازآثاربزرگ دیگراین دوره شاهنامه طهماسبی است.این شاهنامه بنا به خواست وعلاقه شاه طهماسب صفوی نوشته شده وحاوی بیش از دویست وپنجاه تابلو نقاشی نفیس است که می توان آن را نگارخانه متحرک نامید.این کتاب مجموعه ای از مینیاتورهای استادان معروف وهنرمندان افتخاربرانگیزایرانی است.ازجمله ویژگیهای نقاشی مینیاتور ایرانی دراین تصاویرکاربرد رنگهای موزون،ترسیم پرندگان وحیوانات ودرختان،آسمان طلایی رنگ،آبهای نقره ای فام،سروهای به رنگ سبزتیره،درختان باشکوفه های سپید،اسبهای ابلق درصحاری زرد رنگ وگروههای مردم درلباسهای سرخ،قرمزونیلی است که باهم هماهنگی چشم نوازی دارند.

از نقاشان عهد شاه عباس،صادق بیک افشارومظفرعلی هستند.مظفرعلی بیشترازرنگ طلایی استفاده می کرد وازشاهکارهای اودرقصرهای سلطنتی اصفهان ازجمله کاخ عالی قاپووکاخ چهلستون می توان مشاهده کرد.

درعهد صفویه آمیزه ای از اسلوب های اروپایی وایرانی درنقاشیها مشاهده می شود زیرادراین دوره برای اولین بارنقاشان اروپایی به ایران اعزام شدند.مانند یوحنا نقاش معروف ازهلند به اصفهان آمد ودرخدمت شاه عباس به کارگمارده شد ونقاشان ایرانی راتحت تاثیرقرارداد.پس ازبهزاد وشاگردانش دراواخردوره تیموری درآسمان هنرایران هنرمند بزرگ به نام رضاعباسی استاد معروف مینیاتوربا سبک مهم ومعروفی به شهرت بسزایی رسید.

((رضا عباسی))

ازنقاشان معروف مینیاتورزمان شاه عباس اول است که تا سال 1044 هجری درخدمت اوبه خلف آثار خود پرداخته است.آثارارزنده ومعروف اودراکثرموزه های جهان وکاخهای سلطنتی اصفهان زینت بخش است.رضا عباسی در مینیاتورصاحب سبک بوده وشاگردان زیادی تربیت کرده که معروفترین آنها ((معین مصور)) می باشد.

دواستاد معروف این عهد رضاعباسی ورضا کاشانی می باشند که این دواستاد درترکیب رنگها واستفاده ازآنها تفاوت فاحشی داشته اند.

فن نقاشی اروپایی درقرن یازدهم ودوازدهم روی کارهای رضا عباسی تاثیر داشته است.ازهمین دوره شاه عباس ((محمد زمان)) نقاش معروف به اروپا فرستاد تا هنر خود را تکمیل نماید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 11:44  توسط رحمتیان  |